یک شنبه 17 مرداد 1400
مدیر سایت
مناقشه اصلاح طلبان عملگرا و رادیکال بر سر مواجهه با دولت جدید ادامه دارد

گروه گزارش واکاوی: آیا اصلاحات صندوق‌محور مرده است؟ این سوالی بود که پس از انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 به‌سرعت به دلمشغولی جریان اصلاحات تبدیل شد. پاسخ به این سوال با واکنش های گوناگونی مواجه شد و هر نیروی اصلاح‌طلبی از ظن خود یار آن گشت. برخی صندوق‌محوری و گرایش به کسب قدرت را عار نمی‌دانند اما برخی دیگر، صندوق‌محوری صرف را مساوی با لگدمال شدن ارزش‌های اصلاح‌طلبی و اضمحلال معنای اصلاحات می‌پندارند.

به گزارش صبح نو، «اصلاحات صندوق‌محور مرد اما قبل از تدفین شکوهمند باید به اتاق تشریح برده شود تا علت مرگ روشن شود. آیا مرگ به علت کهولت سن بوده است یا می‌توان ردپای قاتل یا قاتلانی را پیدا کرد». این توییت سعید حجاریان پنج روز پس از پایان انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 بود که به‌سرعت به مباحثه و مناقشه جدید اصلاح‌طلبان تبدیل شد؛ اینکه به‌زعم حجاریان، آیا اصلاحات صندوق‌محور به‌سان
«دندان لق» هرچه زودتر باید ریشه‌کن شود یا همچنان می‌توان به دور صندوق چرخید و برای بازگشت به قدرت از ظرفیت آن بهره برد. توییت حجاریان علاوه بر آنکه مستقیما اصلاحات صندوق‌محور را نکوهش می‌کند، آنجا که تصریح می‌دارد «آیا مرگ به علت کهولت سن بوده است یا می‌توان ردپای قاتل یا قاتلانی را پیدا کرد»، در نوع خود حامل یک پیام طعنه‌آلود علیه آن دسته از اصلاح‌طلبانی است که حیات و ممات اصلاح‌طلبی را تمام و کمال در ماندگاری و سازگاری در قدرت می‌دانند.
اشاره سعید حجاریان به نظر می‌رسد طعنه‌ای به کنشگری انتخاباتی حزب کارگزاران سازندگی و 14حزب دیگر اصلاح‌طلب باشد که در ائتلافی تحت عنوان
 «ائتلاف جمهور» از نامزدی عبدالناصر همتی حمایت کردند و البته سرآخر به چیزی جز شکست دست نیافتند. سیاست حزب کارگزاران و سایر احزاب اصلاح‌طلب در ماندن در عرصه و حمایت از همتی، همان برهه و پس از آن با نقد جدی و تند اصلاح‌طلبان ضد صندوق روبه‌رو شد. اصلاح‌طلبان رادیکال(همچون حجاریان) بر این باور بوده و کماکان هستند که کارگزاران و احزاب همسو با گره زدن زلف اصلاح‌طلبی به قدرت و ساختار حاکمیتی، مقوله اصلاحات را علنا از درون‌مایه تهی کرده و به بازیچه مجلس گرم‌کن انتخابات‌ها، تنزل داده‌اند. رادیکال‌هایی نظیر حجاریان، محمدرضا تاجیک، فائزه هاشمی و... برخلاف گروه‌های عملگرای اصلاح‌طلب مثل کارگزاران سازندگی،
 اعتماد ملی و... بر این باورند که بیش از قدرت باید دل در گروی جامعه داشت و راه قوام و دوام اصلاح‌طلبی نه تصرف قدرت حاکمیتی/حکومتی بلکه به دست گرفتن مجدد قدرت اجتماعی است.
در مقابل رادیکال‌ها، احزاب اصلاح‌طلب صندوق محور یعنی آن‌هایی که حزب کارگزاران سازندگی را در حمایت از همتی همراهی کردند، بر این باورند که اصلاحات برای پیش‌برد اهداف خود همچنان باید یک پا در قدرت داشته باشد. برای نمونه، اسماعیل گرامی‌مقدم، سخنگوی حزب اعتمادملی چندی پیش در گفت‌وگو با خبرآنلاین با دفاع از حمایت بخشی از گروه‌ها و تشکل‌های اصلاح‌طلبی از همتی در انتخابات1400 گفت: «یک بخشی از مردم اصلاح‌طلب در انتخابات شرکت کردند و یک رأی دومیلیون و چهارصدی را توانستیم در روزهای آخر به دست آوریم. این‌ها برای اینکه نهاد صندوق و نهاد رأی ادامه پیدا کند در انتخابات شرکت کردند. مردم پای صندوق‌های رأی نیامدند و جناح رقیب انتخابات را برده است، نمی‌توان گفت که چون این چهره‌ها آمدند پس اشتباه کردند، اگر این‌ها نمی‌آمدند چهار سال دیگر هم نمی‌توانستند بیایند. در یک دوره‌ای (انتخابات مجلس هشتم) در بالای یک لیستی نوشتند یاران خاتمی! و آن لیست رأی نیاورد، نمی‌توان بگوییم اعتبار آقای خاتمی از بین رفت؟ خیر این‌گونه نیست چون آقای خاتمی چهار سال بعد آمد و در انتخابات ریاست‌جمهوری از آقای روحانی حمایت کرد و آقای روحانی رأی آورد، از لیست شورای شهر تهران حمایت کرد و آن لیست رأی آورد». گرامی‌مقدم افزود: «بنابراین رقابت‌های انتخاباتی فرازونشیب‌های خاص خودش را دارد و ما نباید فکر کنیم که اعتبار اصلاحات از بین رفته یا اصلاحات مرده است، من این‌ها را قبول ندارم». این شکل از تقابل و رویارویی سال‌هاست که میان احزاب و نیروهای اصلاح‌طلب وجود دارد و به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان را
 راه گریزی از آن نباشد. به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان برای آنچه خود بازیابی و بازبینی گفتمانی و تشکیلاتی عنوان می‌کنند، به تعیین تکلیف درباره مقوله صندوق انتخابات نیاز داشته باشند؛ اینکه قرار است جبهه‌ای باشند برای کسب قدرت
(صندوق محور) یا صرفا مجموعه‌ای باشند پشت به قدرت و رو به جامعه که نقشی جز اپوزیسیونی برای خود قائل نباشند؛ هرچند اصلاحات در طول هشت سال گذشته نشان داد با وجود حضور پررنگ در قوه اجرایی کشور، همچنان به احراز وجه اپوزیسیونی علاقه دارد و حتی با وجود حضور در قدرت، نمی‌خواهد نقش «نق زن» را ترک گویند. در ادامه و در گفت‌وگو با دو چهره اصلاح‌طلب یکی محمود علیزاده طباطبایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی و دیگری جلال جلالی‌زاده، عضو شورای مرکزی حزب اتحادملت به مناقشه به‌وجود‌آمده در جبهه اصلاحات بیشتر پرداختیم. ناگفته پیداست که علیزاده طباطبایی، نماینده اصلاحات صندوق‌محور و جلالی‌زاده، نماینده اصلاحات جامعه‌محور است.

علیزاده طباطبایی: اگر بخواهیم از صندوق رأی
 عبور کنیم، این یعنی انقلاب
 محمود علیزاده طباطبایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار «صبح‌نو»، با بیان اینکه ما راهی جز صندوق رأی نداریم، تاکید کرد: اگر بخواهیم از صندوق رأی عبور کنیم، این یعنی انقلاب؛ امکان انقلاب هم که وجود ندارد. بنابراین من فکر می‌کنم که تنها راه ما، صندوق رأی است و از طریق آن به نتیجه می‌رسیم. وی افزود: مرحوم آقای هاشمی یک تعبیری داشتند که می‌گفتند کشوری که بیش از 14میلیون فارغ‌التحصیل دانشگاهی دارد، قطعا می‌تواند از طریق صندوق رأی به خواسته‌های خود برسد. وضعیت فعلی ادامه نخواهد داشت و خود آقایان هم متوجه خواهند شد که با مشارکت 40درصدی نمی‌شود، مملکت را اداره کرد و بنابراین مجبور می‌شوند به‌سمت مشارکت حداکثری بروند و در مشارکت حداکثری، برنده قطعا اصلاح‌طلبان خواهند بود. علیزاده طباطبایی در ادامه با بیان اینکه صندوق جدای از جامعه نیست، تصریح کرد: ما باید جامعه را داشته باشیم تا بتوانیم خواسته خود را از صندوق دربیاوریم. وی با رد این ادعای که اصلاحات صرفا باید جامعه‌محور و صرفا باید اپوزیسیون باشد، تاکید کرد: ما اصلاح‌طلبان قطعا باید ارتباط خود را با جامعه حفظ کنیم و این امر، مستلزم سازماندهی حزبی است. متاسفانه سازماندهی احزاب ما انتخاباتی است. احزاب باید کار خود را گسترش دهند تا بتوانند در جامعه نفوذ پیدا کنند.
 
جلالی‌زاده: امروز تنها اصلاح‌طلبانی می‌توانند در صحنه بمانند که از نظر فکری کاملا به اصلاح‌طلبی معتقد      باشند
 جلال جلالی‌زاده، عضو شورای مرکزی حزب اتحادملت در گفت‌وگو با خبرنگار «صبح‌نو»، با اشاره به اظهارنظر حجاریان مبنی بر مرگ اصلاحات صندوق‌محور تصریح کرد: اگر منظور آقای حجاریان اصلاح‌طلبی دنباله روی قدرت باشد، به نظر من این نوع اصلاح‌طلبی جایگاه خود و قدرت بسیج نیروها را
 از دست داده است. امروز تنها اصلاح‌طلبانی می‌توانند در صحنه بمانند که از نظر فکری کاملا به اصلاح‌طلبی معتقد باشند و اصلاحات را به خاطر خود اصلاحات و آثار و نتایج و پیامدهای آن، بپذیرند. جلالی‌زاده با بیان اینکه مردم دیگر رغبت چندانی به حضور در انتخابات‌ها ندارند، اضافه کرد: متاسفانه فضای جامعه سرد و مغشوش شده به‌طوری‌که مردم دیگر امیدی به تغییر از طریق صندوق ندارند. برای مردم مشخص شده که این انتخابات‌ها، صرفا برای آوردن آن‌ها به صحنه و تحمیل افرادی بر آن‌هاست اما زمانی که مردم از روی آگاهی و گرایش به اندیشه‌های اصلاح‌طلبی، احساس مسوولیت و اتخاد موضع کنند، معتقدم که می‌شود شاهد تغییرات اساسی و تحولات عمیق در جامعه باشیم. وی تصریح کرد: اگر عده‌ای با پرچم اصلاح‌طلبی به دنبال قدرت و حفظ منافع خود باشند، این نوع اصلاح‌طلبی به جایی نمی‌رسد و مردم نیز هر چه بیشتر از اصلاحات جدا خواهند شد. اصلاح‌طلبی جز براساس فکر و اندیشه اصلاح‌طلبی و ارتباط با مردم، به جایی نمی‌رسد. اگر مردم پشتیبان اصلاح‌طلبی نباشند، اصلاح‌طلبان قطعا خود به خود حذف می‌شوند.